حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2370
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
جز پس دادن بيرقها و اسراى رومى ، كه پارتيها در جنگ كراسّوس گرفتهاند ، چيزى نخواهيد . فرهاد اين تقاضا را هم نپذيرفت ، ولى او وعده كرد ، كه قشون رومى را تعقيب نكند . باوجوداين آنتونيوس بعقبنشينى راضى گشته آن را شروع كرد . بعد در موقع عقبنشينى ، پارتيها روميها را آزار كردند ، به اين معنى ، كه سواران سبكاسلحه آنها روميها را در جلگهها راحت نميگذاردند ، طرز جنگ آنها هم ، چنان كه ميدانيم ، چنين بود : با تير حمله كرده باران تير بر دشمن ميباريدند ، ولى همين كه دشمن حمله ميكرد ، عقب مينشستند . اين عقبنشينى فرار نبود ، يا صحيحتر گفته باشيم ، اين فرار اسلوب جنگى آنها بود ، كه بعد برگشته باز حمله ميكردند و باز عقب مىنشستند ، تا در جاى ديگر باز حمله كنند . مقصود اينها جدال مرتّب نبود ، بل ميخواستند دشمن را خسته و فرسوده سازند ، زيرا سواره نظامشان سبكاسلحه بود ، نه سنگيناسلحهاى ، كه در موقع جنگ تنبتن به كار ميرود . اگر روميها دفاع كرده پارتيها را ميراندند ، اين كمترين چيزى بود ، كه ميبايست بكنند . كسى ساكت نمىنشيند ، كه دشمن ضربتهائى به او وارد آورد و برايگان بميرد . بنابراين 17 فتح در كجا رويداده ، از روايت خود پلوتارك ، كه فتحى نمىبينيم و مورّخ ديگر هم نگفته . اگر روميها فاتح بودند ، براى چه ميخواستند ، از ايران بروند ، حتّى بىاينكه ، بيرقها و اسرايشان را پس گرفته باشند ، بچه سبب وقتى كه از ارس گذشتند ، خاك را بقول پلوتارك پرستيدند ، يعنى آن را بوسيدند و چرا از فرط شادى گريستند و يكديگر را بآغوش كشيدند . هيچكدام از اين احوال در فاتح ديده نميشود . 17 فتح پلوتارك 17 دفعه دفاع روميها از پارتيها بوده و بالاخره با احوالى فلاكتبار از ايران خارج شدهاند . بنابراين جنگ دوّم روميها هم با ايران بشكست آنها خاتمه يافت و اين شكست به جهتى مهمتر از شكست حرّان بود ، زيرا در جنگ حرّان عدّه رومىها چهل هزار بود ، ولى در اينجا يكصد و سيزده هزار . در آنجا رومىها كراسّوس را دوست نداشتند و در اينجا آنها آنتونيوس را ميپرستند و خود پلوتارك گويد ، كه از اين لشكر آسيا بلرزه درآمد .